تبليغاتX
بیدار نامه

۵۰ استاد اقتصاد دانشگاه هاى كشور كه در ميان آنها نام محمد ستارى فر و برادران شركا دو رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزى در دولت خاتمى ،احمد ميدرى نماينده مجلس ششم،محسن رنانى قائم مقام مركز پژوهش هاى مجلس ششم،على رشيدى استاد اقتصاد و جمعى ديگر از اقتصاددانان به چشم مى خورد،ديروز طى نامه اى سرگشاده به محمود احمدى نژاد درباره وضعيت اقتصادى كشور هشدار دادند.متن كامل اين نامه به شرح زير است.

مسئوليت آن جناب به عنوان نهمين رئيس جمهورى اسلامى ايران در شرايطى آغاز شد كه موقعيت جهانى فرصتى تاريخى براى توسعه ملى فراهم كرده است. وضعيت كشور هاى آسياى ميانه، تغيير دو نظام تهديدكننده در همسايگى شرقى و غربى ايران و افزايش بى سابقه و مستمر قيمت نفت در بازارهاى جهانى از جمله مشخصات اين دوره به شمار مى روند. در سطح داخلى نيز همسويى قواى سه گانه، وجود اولين سند چشم انداز بيست ساله و وجود امكانات زيربنايى و انسانى مطلوب حاصل از اجراى سه برنامه توسعه فضايى مناسب براى مديريت اقتصاد كلان كشور فراهم كرده است. در اين شرايط طرح شعار عدالت اجتماعى و به عنوان محور اصلى فعاليت دولت نهم نيز، انتظار و توقع توسعه و رونق سريع اقتصادى را در اكثريت بزرگى از مردم اين سرزمين برانگيخته است.

تامين اهداف بلندمدت توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى و مشخصاً تعميق و اجراى عدالت اجتماعى مستلزم رشد و رونق اقتصادى، توسعه فرصت هاى شغلى و افزايش درآمد گروه هاى نيازمند اجتماعى با مشاركت در توليد است. اين مهم خود در گرو فضاى باثبات سياسى و اقتصادى، شكوفايى و مسئوليت پذيرى بخش خصوصى كارآفرين، تعميق نهادهاى مدنى و به طور خلاصه پايبندى دولت به اصول حكمرانى خوب و ايجاد محيط مناسب براى كسب و كار و تعامل سازنده و فعال با نظام جهانى است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 12:18  توسط حسن  | 

 

تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه اختراع اتومبیل نیست. با این تفاوت که اتومبیل کالسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود ( یعنی اسب هایش را برداشته ، به جای آن  موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب این محتوا شده بود و زن مدرن ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود، کار بیخ پیدا کرده بود.(اختراع زن سنتی هم،که بعدها به همین شیوه صورت گرفت ، کارش بیخ کمتری پیدا نکرد). این طور بود که هر کس،به تناسب امکانات و ذائقه شخصی،از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن ترکیبی ساخته بود که دامنه تغییراتش ، گاه، از چادر بود تا مینی ژوب.می خواست در همه ی تصمیم ها شریک باشد اما همه مسئولیت ها را از مردش می خواست.می خواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه در جنسیتش اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می آمد. مینی ژوب می پوشید تا پاهایش را به نمایش بگذارداما، اگر کسی چیزی به او می گفت،از بی چشم ورویی مردم شکایت می کرد. طالب شراکت پایاپای مرد در امور خانه بود اما در همان حال مردی را که به این اشتراک تن می داد ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد.خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما، برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوششی نمی کرد.از زندگی زناشویی اش ناراضی بود اما نه شهامت جدا شدن داشت، نه خیانت. به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت اما،وقتی کار به جدایی می کشید،به جوانی اش که بی خود و بی جهت پای دیگری حرام شده بود تاسف می خورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 11:56  توسط حسن  |