|
|
|
|
|
امروز داشتم رادیو جوان رو گوش می کردم.یه برنامه جدید داشت پخش می شد به اسم نشانی.که مهران دوستی اجراش می کرد.البته هر چند دقیقه یک بار نامی هم از مهدی زریباف می برد.که اگه همونی باشه که مدنظر من بود یه روزی استاد من تو کلاسهای نویسندگی رادیو جوان بود.پسر بسیار فهمیده و با مطالعه ای بود.دلم خیلی براش تنگ شده.برنامه ی قشنگی هم ساخته بودند.یه مصاحبه داشتند با مهدی کرم پور کارگردان فیلم چه کسی امیر را کشت؟.مصاحبه جالبی بود.ولی یه قسمتی داشت که خیلی برام جالب بود و داشت در مورد اینکه چه نوع دستگاهی از موسیقی ایرانی در چه ساعتی از شبانه روز مناسب تره صحبت می کرد.بعد از هر معرفی دستگاه هم یه چند دقیقه ای از اون تصنیفی که تو اون دستگاه نواخته شده بود رو پخش می کرد.
صبح: سه گاه و چهار گاه ظهر:بیات ترک عصر:اصفهان شب:شور و دشتی نیمه شب:همایون و مشتقاتش همیشه سازتون کوک باشه. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 22:48 توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
آن کس که با جهان ستیزه کند با غلبه بر جهان بزرگ شود،و آن کس که با خود ستیزه کندبا غلبه بر خویش بزرگ تر وآن کس که با خدا ستیزه کند باز هم بزرگ تر وآن کس که به خدا ایمان آورد از همه بزرگ تر است. از کتاب « ترس و لرز» اثر سورن کر که گور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 19:35 توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
حضور هرکس در زندگی آدمی دارای نقشی است.در حقیقت اطرافیان نقشی را در زندگی ما بازی می کنند. چیزی که در این میان فکر مرا مشغول کرده این است که:چقدر باید حضور این آدم ها برای ما انسان ها مهم و اساسی باشد.پدر و مادر.خواهر.برادر.همسر.دوستان و همکاران و .... تمامی اینها و کسانی که اطراف ما هستند.این ها چقدر باید در زندگی ما نقش بازی کنند.آیا باید حضور آنها آنقدر پررنگ باشد که عدم حضور آنها خللی در زندگی ما وارد کند یا آنقدر کم رنگ که بود و نبودشان تفاوتی برایمان نداشته باشد.البته می دانم که بستگی به شخص و وابستگی او به ما هم دارد.هر چقدر وابستگی بیشتر باشد حضور او هم برای ما مهمتر است.
اما برای این حضور منطقی چه باید کرد؟ شما چه حضوری را منطقی می دانید؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 21:22 توسط حسن
|
|
||