|
|
|
|
|
بگذار نوازش انگشتانت
سیمهای زندگی ام را به صدا در آورد
و نغمه ای بسازد که هم از آن توست
و هم از آن من. تاگور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 22:4 توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
این شعر توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و به نظرم حیف بود که شما هم نخونیدش : وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 12:28 توسط حسن
|
|
||