تبليغاتX
بیدار نامه
 

آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد:یکی برای وقتی که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه.اسم این دومی رو گذاشته دین.

آدمیزاد به صورت طبیعی تولید میشه،ولی حس میکنه طریقه ی به وجود اومدنش غیر طبیعی بوده.برای همین زیاد دوست نداره راحع بهش حرف بزنه.بوجود می آرنش،اما ازش نمی پرسن خودش دلش می خواد یا نه.

آدمیزاد در کنار غریزه های تولید مثل و خوردن و آشامیدن دو علاقه ی مفرط دیگه هم داره: سروصدا راه انداختن و گوش به حرف کسی ندادن.چیزی که آدما با کمال میل بهش گوش می دن وعده و وعیده،تملق و چاپلوسیه،تعریف و تمجیده.

آدما به دو دسته تقسیم می شن:مذکرا نمیخوان فکر کنن،مونثا نمی تونن فکر کنن.افراد هر دو دسته چیزی دارن که اصطلاحا میگن احساس،مطمئن ترین راه برای بر انگیختن اون تحریک نقاط خاصی از ساختمون اعصابه.اون وقته که بعضی از آدما از خودشون شعر پس می دن...

آدمیزاد دلش نمیخواد بمیره،چون نمی دونه بعد از مرگ چی به سرش می آد.اما برای خودش خیال می کنه که می دونه.با این حال بازم دلش نمی خواد بمیره.آخه می خواد همین زندگی رو یه کم دیگه هم ادامه بده.

منظورش از یه کم،تا ابده.

از کتاب:بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن.کورت توخولسکی.نشر چشمه

پ ن: سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:48  توسط حسن  |