تبليغاتX
بیدار نامه

 

واقعا جالبه این مقاله.حتما بخونیدش:

به همين راحتي پليس گشت منطقه پاکدشت به سه اتومبيل پارک شده در کنار يک خيابان مشکوک و در يک بررسي ساده معلوم شد شش نفر در حال تعرض به يک خانم هستند. دو نفر از آن شش نفري که به راحتي آب خوردن احتمالاً هنگام برگشتن از سر کار يکي از شهروندان اين منطقه را ربوده و با تلفن همراه به ديگر رفقاي خود اطلاع داده اند تا به آنان ملحق شوند، چنان راحت و آسوده خيال بودند که به مخيله آنان خطور نکرد يا حتي اندکي احساس ناامني نکردند که براي انجام چنين جرمي يک خيابان فرعي تر را انتخاب کنند يا يک محله آن طرف تر بروند تا يک گشتي معمولي پليس به آنان مشکوک نشود.اگر مجرمان اين تجاوز جمعي يک يا دو نفر بودند يا در محله يي دورافتاده و پرت شاهد چنين جنايت کثيفي مي بوديم يا حتي اگر يکي از زنان بي سرپناه و ولگرد را با خود همراه کرده بودند، مي شد همچون ديگر موارد جرائم از کنار آن گذشت و آن را جرمي همچون ديگر جرائم به حساب آورد اما فقدان استرس و نگراني و نبود تلاش براي پوشاندن و مخفي کردن تجاوز به يکي از ساکنان جنوب پايتخت ايران در کنار خيابان، حاکي از آن است که گوشه هاي دروازه جهنم مدت ها است به روي ما باز شده و مسوولان انتظام امور امنيتي و اجتماعي و آموزشي به همان ميزاني که مجرمان قيامدشت راحت و آسوده بودند، در آرامش به سر مي برند.ظاهراً شش نفري که به راحتي قدم زدن در پارک يا خريدن يک پاکت سيگار از سر کوچه در حال ارتکاب جرم دستگير شده اند، همگي حول و حوش 30 ساله اند يعني همگي آنان پس از انقلاب متولد شده، تربيت شده نظام آموزشي ناکارا و بي فرهنگ رژيم سابق نبوده و علاوه بر گذراندن هزاران ساعت دروس اسلامي و ارشاد از سوي امور تربيتي مدارس ابتدايي و راهنمايي و شرکت در تعداد بي شماري مراسم دعاهاي يوميه که در مدارس برگزار مي شود، از هفت کانال تلويزيوني سراسري نيز به صورت شبانه روزي بي دريغ نصيحت و اندرز شنيده اند.

فرزانه روستایی

روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 21:43  توسط حسن  | 

 

استاد مصطفي‌ ملكيان‌ طی سخنرانی که مدتی قبل در میان جمعی از اصلاح طلبان برگزار گردید، به‌ توصیف  علل و عوامل فرهنگی عقب‌ماندگي‌ ايرانيان‌ پرداختند و در خصوص آن بیست عامل را به شرح زیر، مورد توجه قرار دادند:  1. پيشداوري‌، 2. دگماتيسم‌ وجمود، 3. خرافه‌پرستي‌، 4. بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود، 5. همرنگي‌ با جماعت‌، 6. تلقين‌پذيري‌، 7. القاپذيري‌، 8. تقليد، 9. تعبد، 10. شخصيت‌پرستي‌، 11. تعصب‌، 12. اعتقاد به‌ برگزيدگي‌، 13. تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌، 14. جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌، 15. ديدگاه‌ مبتذل نسبت‌ به‌ كار، 16. قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌، 17. از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌، 18. زياده‌گويي‌، 19. زبان‌ پريشي‌، 20. ظاهرنگري‌.  متن کامل این سخنرانی  تقدیم  می گردد:

 

 ***

  

در صد سال‌ اخير بیشتر كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌ و مطالعه‌ كرده‌اند، معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ را كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را فراهم آورده را  در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند.

 

 اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.

 

 اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.

 

 در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 15:2  توسط حسن  | 

عباس كاظمى، مدرس دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، در سال گذشته كتابى به نام «جامعه شناسى روشنفكرى دينى در ايران» (انتشارات طرح نو) منتشر كرد. درباره روشنفكرى دينى تاكنون مطالب قابل توجهى به فارسى منتشر شده كه البته بيشتر از منظرى فلسفى به اين موضوع نگاه كرده اند. به همين دليل كتاب كاظمى، كه چشم اندازى جامعه شناسانه به مسئله دارد، مى تواند از اهميت خاصى برخوردار باشد همين مناسبت با او انجام شده است.

 

•آقاى دكتر، روشنفكرى دينى را چگونه و با چه مشخصاتى تعريف مى كنيد؟ و آيا اين مفهوم تناقض آميز نيست؟

من به اين سنت «سوسورى» كه مفاهيم و نشانه  ها، معانى ذاتى و ماهوى ندارند، بلكه اختيارى و افتراقى اند پايبندم. به اين معنا كه شما نبايد به دنبال خصيصه هاى ذاتى در مفهوم روشنفكرى دينى بگرديد. اين مفهوم در جامعه ما متناسب با ساير نشانه ها و نظام مفهومى كه در آن جاى گرفته است، معنا مى شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 7:1  توسط حسن  |