تبليغاتX
بیدار نامه

همانطور که استبداد نمو عقلانی را سد نماید،اخلاق مدنی را ضعیف و فاسد گرداند:

سلب آسایش فکر کند،فرمانبرداری و انقیاد از روی ترس را بیاموزد،عجز و زبونی را تعلیم دهد،دروغ و ریا و نفاق را مباح گرداند،فروتنی در رفتار را رواج دهد،جوانمردی و اعتماد را از میان افراد زایل سازد به حدی که رفیق خود را زیان رسانند.

ما مشرقیان با اطاعت خو کرده ایم اگر چه ما را به سوی مهلکه برند، خو گرفته ایم که کوچکی را ادب بشماریم،و فروتنی را لطف،و چاپلوسی را فصاحت،و ترک حقوق را بخشش و قبول اهانت را تواضع انگاریم.در جهت عکس آن دعوی استحقاق را غرور،و جستجوی امور عامه را فضولی و حمیت را حماقت، آزادی سخن را بیحیایی، و آزادی فکر را کفر بخوانیم. جملگی از نتایج حکومت استبدادی است که قوت اجتماعی را تحلیل برد.

 

طبایع الاستبداد از عبدالرحمن کواکبی،ترجمه ی عبدالحسین میرزا

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 22:56  توسط حسن  | 

 

«كشتارهای لبنان توسط اسرائیل درد زایمان خاورمیانه جدید است.» این جمله ای است از كاندولیزا رایس كه در مصاحبه عطاء الله مهاجرانی در روزنامه اعتماد ملی مورخ دوشنبه ۹ مرداد ۸۵ نقل شده كه شاهدی است بر یك اشتباه لپی همچون جنگ صلیبی كه از دهان بوش پرید. مرتجعان قدرت طلبی كه به دنبال بهانه ای برای محكوم كردن دموكراسی له له می زنند اگر از این موضع گیری سبعانه به نفع خود بهره برداری كنند، همزمان خود را نیز افشا كرده اند. به این دلیل كه دولت بوش بحق فرآورده ای از یك دموكراسی خالص نیست. اجازه دهید از عباراتی چون محور شرارت، جنگ صلیبی و از مدخلیت پول، سرمایه و باندهای قدرت كه در آمریكا جهت دهنده انتخاباتند بگذریم و صرفا بر همین گزاره درنگ كنیم. دردی كه به آن اشاره شده در كجا مدلول انضمامی خود را می یابد. اینجا سخن از جنگ است. چه چیز دردناكی به نحو واقع بوده فرادید می آید كه آن را باید راه، وسیله و محمل تحمل پذیری گرفت كه خاورمیانه جدید به آن می ارزد تنها یك موردش یك كودك عرب یا اسرائیلی است كه بی خبر از همه جا و بی مدخلیت در انتخاب زادگاه، دین و نژادش در جایی معصومانه بازی می كند و ناگهان تكه پاره می شود. كدام هدفی است كه به این جنایت آشكار می ارزد نفت سركوب افراد، احزاب و جمعیت هایی كه تن به سرسپردگی آمریكا نمی دهند تاسیس پایگاه های نظامی جبران ضعف داخلی صلح دموكراسی یا چیزی دیگر هیچ فرق نمی كند. جنگ افروزان به هر دستاویزی مسئول خون آن یك كودك هستند. هر هدفی كه چنین وسیله ای را توجیه كند ضدانسانی و ضدخدایی است و جنگی به این بها باید از پیروزی خود شرم كند. درد زایمان باید رو به شدت گذارد تا نوزاد به دنیا آید. باز هم اجازه دهید مدلول انضمامی و ممكن این شدت را در جنگ بجوییم: هر چه زنان و كودكان بیشتری كشته شوند خانم رایس باید در جای گرم و نرمش سرمست تر شود. بوی كثیف این سرمستی از رسانه هایی نیز كه صحنه كشتار كودكان را یك سویه نشان می دهند، به مشام می رسد. انسان چقدر باید رذل باشد كه اثبات سبعیت این یا آن طرف جنگ برایش از جان قربانیان مهمتر باشد این بدان معنا است كه هرچه كودكان بیشتری تكه پاره شوند، ما سرمست تر می شویم یا چون سبعیت دشمن اثبات می شود یا چون زایمان به زایش نزدیك تر می شود. این دموكراسی نیست. این مك كارتیسم نیست، این ماكیاولیسم نیست، این بناپارتیسم نیست. این به تمام معنا فاشیسم است.

 

سیاوش جمادی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 14:29  توسط حسن  | 

 

 

تلاش كنيم به دور از هرگونه ايدئولوژى پردازى فقط چند «واقعه»را مرور كنيم:

۱- سازمان نظاره گر حقوق بشر در گزارش ۵۴ صفحه اى جديدى كه روز ۲۳ ژوئيه ۲۰۰۶ (اول مرداد ۸۵) به انتشار رسانده است (لوموند ۲۳/۷/۲۰۰۶) با استناد به شواهد متعددى كه در عراق به دست آمده، نشان مى دهد كه شكنجه زندانيان عراقى پس از ماجراى زندان ابوغريب در سال ۲۰۰۴ و تا امروز همچنان به صورت سيستماتيك ادامه يافته است. جان سيفتون گزارشگر اين سند، شواهد خود را اظهارات سربازان آمريكايى و قربانيان مختلفى اعلام مى كند كه ظاهراً نشان مى دهند شكنجه به يكى از فرآيندهاى عادى بازجويى در عراق تبديل شده و اين درحالى است كه جورج بوش در ماه مه ۲۰۰۶ اعلام كرده بود كه بزرگترين اشتباه آمريكا در عراق شكنجه زندانيان ابوغريب بوده است.

۲- روزنامه گاردين در شماره ۴ آوريل ۲۰۰۶ خود در گزارش مبسوطى نشان مى دهد كه سقوط ارزش هاى دموكراتيك در جامعه آمريكا به مرزهايى باور نكردنى رسيده كه حتى از دوره مك كارتيسم در سال هاى دهه ۱۹۵۰ نيز بدتر است: يك اتحاديه دانشجويى، به دانشجويان جايزه اى صد دلارى مى دهد كه سخنان اساتيد «چپ» و ضدآمريكايى را در كلاس ها ضبط كنند و در اختيار رسانه ها بگذارند. اندرو جونز از رهبران اين اتحاديه خود وب سايتى باز كرده و در آن فهرستى از اين اساتيد را به نمايش مى گذارد كه اغلب پس از «افشا» شدن مورد تعرض پليس محلى و اشخاص ناشناس قرار مى گيرند. يك استاد دانشگاه راست گرا با نام ديويد هوروويتز از دانشجويان خواسته است دست به ثبت تمام «اظهارات مشكوك» بزنند و خود نيز سايتى با نام (discoverthenetworks.org) گشوده كه در آن تعداد بى شمارى از شخصيت هاى آمريكايى افشا شده اند و در طيفى از «چپ هاى احساساتى» (كسانى نظير هنرپيشگان باربارا استرايسند، جرج كلونى، مارتين شين) «چپ هاى معتدل»( بيل كلينتون) «چپى ها» (ادوارد كندى، هيلارى كلينتون، جسى جكسون) «چپ هاى ضد آمريكايى راديكال» (نوام چامسكى، مايكل مور، جين فوندا) و سرانجام «چپ هاى راديكال توتاليتر» (رمزى كلارك، لوئيس فراخان، آنجلا ديويس) طبقه بندى شده اند و براى هركدام پرونده هاى قطور تشكيل داده شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:9  توسط حسن  |